تبليغاتX
چپ دموکرات - نقدي بر "دموكراسي به مثابه امري اجتماعي"

نقدي بر "دموكراسي به مثابه امري اجتماعي"

نويسنده: فرهاد (مطلب ارسالي)

parvazi_2007@yahoo.com

 

مقاله ي فوق]دموكراسي به مثابه امري اجتماعي[ كه با امضاي "الف- ص" نگارش شده است را چندين بار مرور كردم و متعجب شدم كه جطور فردي ميتواند اين همه تناقض را در يك مقاله جمع بندي كند. البته اين هنر از هر كسي بر نمي آيد . نويسنده در همان ابتدا با اين جمله آغاز مي نمايد " ]دموكراسي[ اقتدار يك طرفه و فشار و استبداد طبقاتي را كاهش ميدهد ..... دموكراسي شكل انساني تر  از دولت است  .... دموكراسي حاكميت و مديريت  عدالت است .... نه ايجاد حاكميتي  ديكر بر افراد است . "

همانطور كه مشاهده مي كنيد هيچكس اين موجود عجيب را نمي شناسد كه استبداد طبقاتي را كاهش مي دهد، دولت را انساني ميكند عدالت را حاكم مي كند،هم حاكميت دارد هم ندارد و هم بر افراد حكومت نمي كند.   به نظر مي آيد نويسنده آشنا به دموكراسي و دولت نيست .

دولت بطور كلي محصول جامعه ي طبقاتي براي سركوب است كه ماركس حتي دولت كارگري را نيز محصول جامعه ي طبقاتي ميداند . دولت محصول آشتي ناپذيري طبقاتي ست به همين دليل دولت دموكراتيك نيز براي سركوب است و دموكراسي نيز نوعي دولت است به همين دليل دموكراسي نيز نوعي سركوب است و براي اطلاع دقيقتر مي توانيد كتاب دولت و انقلاب لنين را مطالعه فرماييد .

 

نويسنده در ادامه مي كويد "ساخت سياسي _ اجتماعي در ايران نه ليبراليزم و نه سوسياليزم را تجربه كرده ...... اما ما در جهاني سرمايه داري بدنيا آمده ايم و در آن زيست مي كنيم ...."

نويسنده ليبراليزم را مافوق طبقات فرض مي كند و ليبراليزم را غير سرمايه داري فرض ميكند به همين دليل ايشان به آن آلوده نشده اند اما دوست عزيز نوشته شما مي گويد شما به شدت راستيد - البته اميدوارم اين ديدگاهها ناشي از كم اطلاعي شما باشد .

 

نويسنده ادامه ميدهد:" استبداد....  محصول  جامعه ي سرمايه داري ست .... و شكل هرمي ... "

همانطور كه مشاهده مي كنيد قدرت به نظر نويسنده در جوامع سرمايه داري مانند فئودالي هرمي ست و از حاكميت طبقه ي سرمايه دار تهي ست اينجا باز هم نشان ميدهد كه نويسنده استبداد را هم مانند دموكراسي نمي شناسد  به همين دليل است كه همه ي نظامهاي اجتماعي را همسان مي بيند .

 نويسنده هر قدر به جلو مي رود مسائل مطروحه اش را كمدي تر بيان ميكند . " حكومت استبدادي و سرمايه دار ميتواند مالكيت را از همه ي طبقات سلب نمايد ....."

اينجا نويسنده متوجه نيست كه معني سلب مالكيت كمدي تحليلش مي باشد. اساسا استبداد جهت حفظ مالكيت بوجود آمده است و اين استبداد خود محصول مالكيت متمركز شده ي سرمايه داري ست و در جهان امروز محصول سرمايه ي انحصاري ست  در مورد انگليس مثال مي آوريد اما توجه نداريد كه تئوري تاچر - ريگان با بي رحمي بخش بزرگي از اتحاديه هاي كارگري را منحل كرد و حكومت ليبراليزم آنچنان سركوب نمود كه سالها طبقه ي كارگر انگليس هنوز سر راست نكرده است . به هيچ وجه راه طبقه ي كارگر در انگليس به سهولت مورد نظر شما نيست، اتحاديه ها تنها مي توانند از طريق حزب ليبراليستي كارگر ِ موجود به قدرت فكر كنند در غير ِ آن، چنان سركوب ميشوند كه تا كنون جندين بار شده اند ، جالبتر آنست كه نويسنده مسائل ايران را حل كرده و عالمانه از ارائه ي نسخه ي انترناسيوناليستي هم خود داري مي كند،  و جالبتر آنكه نويسنده در ادامه به مدح و ثناي ليبراليزم مي پردازد و از دستاوردهاي ليبراليزم تعريف و تمجيد مي كند . يعني نويسنده نميداند كه بعد از بحران دهه ي 1970 تئوري ليبراليستي تاچر - ريگان طبقه ي كارگر جهاني را تاراج كردند و دستاوردهاي سالها مبارزات طبقه ي كارگر را از چنگش بيرون كشيدند. ظرف سي سال ِ حكومت اين ليبرالها بر جهان فقر و فحشا و جنگ و  بيكاري به شدت افزايش يافته است . وقتي ليبراليزم را از محتواي طبقاتي اش تهي كنيد به اين نتايج هم بايد برسيد و متوجه نباشيد كه ليبراليزم انديشه ي أسيب شناسانه ي سرمايه داري و براي ادامه و بقاي سرمايه داري بوجود آمده است در حالي كه ماركسيسم نقد جامعه ي سرمايه داري و تحول به نظام كمونيستي ست البته در گذار از سوسياليزم .

نويسنده باز هم به خطا مي رود و نمي تواند بين آزادي و دموكراسي تفاوت قائل شود ايشان لغو مالكيت خصوصي را تا حد يك انتخابات آزاد كاهش ميدهد و متوجه نيست كه اساسا پارلمانتاريزم جهت تحكيم مالكيت بوجود آمده است نه براي لغو آن . و همانطور كه ادامه ميدهند ايشان دموكراسي را از طريق دولتي سانتراليستي ميخواهند .

دوست عزيز دموكراسي مورد نظر شما نوعي دموكراسي سرمايه مدارانه است كه حكومتهاي موجود اروپايي شما را اقناع مي كند تناقضات شما كم كم بسوي يكساني سرمايه داري حركت خواهد كرد و نمايندگي سوسيال دموكراسي را بدست خواهيد آورد .

 

منبع:  http://chapedemocrat.blogfa.com

در صورت وجود نظری پیرامون مطلب، به صفحه اصلی رفته و نظر خود را ارائه کنید.